مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

264

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

خلافة معاوية بن يزيد : وفي هذه السّنة ، بويعَ لمعاوية بن يزيدَ بن معاوية بن أبي سفيان بالشّام بالخلافة ، ولعبداللَّه بن الزّبير بالحجاز . ولمّا هلك يزيدُ بن مُعاوية ، مكث الحُصين بن نُمير وأهل الشّام يُقاتلون ابن الزّبير وأصحابه بمكّة - فيما ذكر هشام عن عوانة - أربعين يوماً ، قد حصروهم حصاراً شديداً ، وضيّقوا عليهم . ثمّ بلغ موتُه ابن الزّبير وأصحابه ، ولم يبلغ الحُصين بن نمير وأصحابه ؛

--> شناسيد ، وسپس عمرو بن سعيد را . » پس با مروان بن حكم بيعت كردند وسپس براي خالد بن يزيد وبعد از أو براي عمرو بن سعيد . چون كار بيعت را به انجام رسانيدند ، هر كه را در ناحيهء ايشان بود فرآهم ساختند وسپس در اين كه به كدام سرزمين روى نهند تبادل‌نظر كردند وگفتند : « آهنگ دمشق مىكنيم كه مركز حكومت ومنزل خلفا است ، وضحاك بن قيس بر آن مستولى شده است . » پس روى به دمشق نهادند ودر مرج راهط با ضحاك روبه‌رو شدند و [ گروهى ] از مردم دمشق وجوانانشان همراه ضحاك بودند ونيز نعمان بن بشير ، عامل حمص شرحبيل بن ذي الكلاع را با مردم حمص ، وزفر بن حارث كلابى ، قيس بن طريف بن حسان هلالي را به كمك أو فرستاده بودند . در مرج راهط به‌روى هم ايستادند وجنگى سخت درگرفت وضحاك بن قيس با جمعى از همراهانش كشته شدند وباقيماندهء سپاهيانش گريختند وخبر به نعمان بن بشير كه در حمص بود ، رسيد پس با زن كنانيهء خويش وبارو بنه وفرزندانش رو به گريز نهاد ، ومردانى از حمير وباهله به تعقيب أو رفتند وأو را در بيابان كشتند وسرش را بريدند ونزد مروان بن حكم فرستادند . زفر بن حارث كلابى نيز گريخت ، وسواران درپى أو مىتاختند تا به قرقيسيا رسيد وعياض حرشى مذحجى حاكم آن ، دروازه‌هاى شهر را به روى أو بست ، اما زفر با أو فريبكارى مىكرد تا به شهر درآمد . مروان ، حُبَيش [ بن ] دَلجَهء قينى را براي جنگ با ابن زبير به حجاز فرستاد وأو هم رهسپار شد تا به مدينه رسيد وفرماندار مدينه از طرف ابن زبير ، جابر بن اسود بن عوف زهرى بود . ابن زبير به عامل خود در بصره ، حارث بن عبداللَّه نوشت كه لشكرى بر سر ايشان فرستاد وبا حبيش نبرد كرده ، خود وعموم همراهانش را كشتند وجز آن كه گريخت ، كسى از ايشان جان به‌در نبرد ، واز گريختگان يكى يوسف بن حكم ثقفى بود وديگر پسرش حجاج بن يوسف . سپس مروان به قصد مصر بيرون رفت وچون به فلسطين رسيد ، ناتل بن قيس جذامى را يافت كه بر شهر مستولى شده وروح بن زنباع را بيرون رانده‌است ، پس با أو به جنگ برخاست وچون ناتل را نيروى جنگ با مروان نبود ، گريخت وبه ابن زبير پيوست ، ومروان رهسپار شد تا داخل مصر شد وبا مردم آن صلح كرد وبه فرمان وى درآمدند وپسر جحدم فهرى عامل ابن زبير را بيرون كرد ؛ وگفته شده كه أو را غافلگير كرد وكشت ، ونيز أكيدر بن حمام لخمى را كشت وپسر خود عبد العزيز بن مروان را بر مصر گماشت وبازگشت . آيتي ، ترجمهء تاريخ يعقوبي ، 2 / 197 - 199